آلبوم هاي عكس از همه چيز و همه كس و دلتنگي هاي من امروز
امروز بعد از خيلي سال فرصت چك كردن ايميل قديميم را پيدا كردم و توش پر بود از اسم هاي آشنا و نا آشنا . از ايانكه اينهمه مدت فرت اين كار را پيدا نكرده بودم ناراحت شدم.

توي يكي از ايميل ها پيشنهاد تبديل وبلاگ به سايت بود زدم و رسيدم اينجا...

خيلي وقت ها آنقدر فرصت نداريم ...

دلم مي خواد اينجا را امتحان كنم و اينجا هم وبلاگ داشته باشم

اينجا هم بهم سر بزنيد ...

http://saharweb.tickblog.ir/

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:46  توسط سحر  | 

دوستان  فرا رسيدن سال جديد را خدمت همه تبريك عرض مي كنم (البته پيش پيش! يعني خيلي پيش پيش)

اميدوارم كشورمون و ما كه توش زندگي ميكنيم روزهاي خوبي پيش رو داشته باشيم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 4:44  توسط سحر  | 

سلام وبلاگ عزيزم ...

امشب كه نه يعني خيلي وقت بود يادم رفته بود وبلاگي هم اينجا دارم و داشتم دنبال مطلبي مي گشتم كه يهو وبلاگ خودم را ديدم!

عجب روزگاريه!

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ساعت 4:37  توسط سحر  | 

       باز يك سال گذشت و ماه محرمي ديگر رسيد! روزها چه تند تند ميگذرن و هيچ به آدم مهلت فكر كردن هم نمي دن!

     هيچ برنامه اي با اين روزهاي بي فرصت قابل تنظيم نيست! براي هر كاري وقت كم مي ياد!

اما روزها بدون هيچ تاملي هي پشت سر هم ميان و ميرن!

بگو تو اين روزها سرگرم چه كاري هستي؟ تو هم فرصت كم مياري؟ تو هم مثل من وقت كم مياري كه به دوستانت سر بزني؟

به نظرم اين ماه محرمي فرصتي بشه كه دوستان بتوانيم قراري بگذاريم و توي مراسم هاي اين ماه لااقل همديگر را ببينيم! و خب اينطوري دو نشان با يك تير ميزنيم ...

از اصل بحث دور نشيم و محرم را به همه دوستداران اهل بيت تسليت مي گويم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 0:44  توسط سحر  | 

          ننه کلاغه صاحب یک جوجه شده بود . روزها گذشت و جوجه کلاغ کمی بزرگتر شد . یک روز که ننه کلاغه برای آوردن غذا بیرون میرفت به جوجه اش گفت : عزیزم تو هنوز پرواز کردن بلد نیستی نکنه وقتی من خونه نیستم از لانه بیرون بپری .
و ننه کلاغه پرواز کرد و رفت .
Corvus_cornix_-perching-8
هنوز مدتی از رفتن ننه کلاغه نگذشته بود که جوجه کلاغ بازیگوش با خودش فکر کرد که می تواند پرواز کند و سعی کرد که بپرد ولینتوانست خوب بال وپر بزند و روی بوته های پایین درخت افتاد .
همان موقع یک کلاغ از اونجا رد میشد ،چشمش به بچه کلاغه افتادو متوجه شد که بچه کلاغ نیاز به کمک دارد . او رفت که بقیه را خبر کند و ازشان کمک بخواهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور ۱۳۹۲ساعت 17:36  توسط سحر  | 


کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا با طرح شکایتی در دادگاه علیه یک شرکت فروشنده نرم افزارهای امنیتی قلابی آن را ۱۶۳ میلیون دلار جریمه کرده است.

خبرگزاری فارس: جریمه 163 میلیون دلاری برای فروشنده نرم‌افزارهای امنیتی قلابی

 به نقل از وی تری، کریستی روز رئیس این شرکت از سوی دادگاه محکوم شده، زیرا وی از این نرم افزار قلابی امنیتی که در واقع یک بدافزار است برای فریب کاربران و اخاذی از آنها بهره می گرفت.

این بدافزار به دروغ پیام هایی در مورد آلوده بودن رایانه های کاربران به ویروس و کرم و تروجان اینترنتی به نمایش می گذاشت و در مورد در خطر بودن امنیت کاربران به آنها هشدار می داد و در ادامه از کاربران خواسته می شد برای پاکسازی رایانه هایشان هزینه ای به این شرکت پرداخت کنند.

کاربرانی که توسط این بدافزار فریب خورده اند هر یک مبلغی بین ۴۰ تا ۶۰ دلار را برای پاکسازی رایانه های خود پرداخت کرده اند. این در حالی است که این بدافزار حتی رایانه های کاربران را هم اسکن نمی کرده است.

مدیر این شرکت در سال ۲۰۰۸ هم به اتهامات مشابهی تحت پیگرد قضایی قرار گرفته بود.

 لازم میدانم توضیخ مختصری در مورد بد افزار بدهم آنهم اینکه منظور از این کلمه اشاره به نرم افزارهایی است که مورد استفاده مخرب داشته و در اکثر موارد به کار بر آن صدمه وارد می کنن گاه بصورت مستقیم و گاه یصورت غیر مستقیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 1:24  توسط سحر  | 

هجدهمين دوره نمايشگاه الكامپ از تاريخ ۱۹ تا ۲۲ آذرماه در محل دائمي نمايشگاه‌هاي بين المللي تهران از ساعت 9 صبح تا 4 بعد از ظهر در حال برگزاري است و ...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۱ساعت 1:44  توسط سحر  | 

فکر کنم یک ماه پیش بود که می خواستم ماشینم را عوض کنم و ÷یش یک آشنا رفتم و اون هم خیلی با ادب و نزاکت تمام گفت باشه و خلاصه دو سه روز بعد زنگ زد که بیا ماشینی که می خواست حاضره و خلاصه رفتیم آنجا و دیدیم یک ماشین عین ماشین خودم ( البته فقط از بابت مارکش) نمی دانم چرا با اینکه همه جاش از این برچسب های سبز زده بودن که بله ماشین خیلی نو هست و فلان اما کتم نمی رفت که اینها مال خودش باشه با خودم گفتم یک ساله ماشین را از کمپانی خریدم و با اینکه همش توی پارکینگ بود اما همه جاش رنگ و رو رفته بود و این ماشین مال سال 88 بود و به این تمیزی!!!

خلاصه ماشین خودم را گذاشتم و ماشین را برداشتم و راه افتادم و بردم پیش یک غریبه و گفتم در موردش نظر بده و خلاصه اینکه از ظاهر ماشین معلوم بود تصادفی بود و همه اتاقش عوض شده بود و فکر کنم فقط سند و فرمانش مال خودش بود و بقیش را سر هم بندی کرده بودن!

دیکر معطل نکردم و از همان راهی که رفته بودم برگشتم و شکر خدا هنوز ماشین خودم را جابجا هم نکرده بودن و فقط گفتم به دلم ننشت و طرف که تا چند لحظه پیش داشت به سرم قسم می خورد وقتی ازش خداحافظی میکردم جوابم را هم نداد و با خودش می گفت خوبی به تو نیامده!!!

فقط همین ...


+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان ۱۳۹۱ساعت 22:33  توسط سحر  | 

سلام ...

            دیروز یکی از همسایه ها یک سی دی ژورنال لباس آورد نگاه کنیم و من هم نمی دانم چطور شد که خر شدم ( همیشه به دادشم و همه دوستانی که می شناسم توصیه می کنم که قول سی دی های متفرق را نخورین و ...) خلاصه خودم نمی دانم چطور شد که قول خوردم !!!!

بعد از اینکه یک بار عکس ها را نگاه کردیم می خواستم کامپیوتر را ببندم که یکهو چشمم به یک فایل مشکوک خورد!؟ خلاصه چون به علت کندی سیستم موقع وصل شدن به نت آنتی ویروسم را غیر فعال می کردم و یادم رفته بود دوباره فعالش کنم زود زدم و فعالش شد و فعال شدن همان و هی پیغام دادن هم همان که فلان ویورس آمده پاکش کنم؟ خلاصه یک ساعت هی روی اینتر میزدم که پاکشون کنه و خلاصه بعد از یک ساعت دیدم نه که فایل های ویروسی پاک نشدن هی به تعداشون اضافه میشه و نگو آنتی ویروس خودش آلوده شده و عوض پاک کردن خودش داره تکثرش میکنه و خلاصه چاره ای نبود باید همه فایل های مشکوک را دستی پاک میکردم و رفتم روی داس و خلاصه هی پاک کردم و درست وقتی که فکر میکردم همه فایل ها را پاک کردم ( حتی مجبور شدم ویندوزهام را هم پاک کنم) خلاصه خواستم دوباره ویندوز نصب کنم که دیدم نمی شه و خلاصه فکر کردم از همین خطاهای الکی هست و سی دی ویندوز را عوض کردم و داشتم چندتا کار را با هم انجام میدادم و خلاصه سه چهار سی دی را عوض کردم و دیدم نمی شه درست حسابی نشستم و دیدم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۱ساعت 2:27  توسط سحر  | 

نزار اي مرد قايقران
توي اين درياي نا آرام بميرم من
دلم در سينه ميلرزه
تو ميدوني توي اين بندر اسيرم من
پناهم ده
كه بال پر بگيرم من
نجاتم ده
كه از تنهايي سيرم من
-
ببر بر او پيامم را
بگو صياد ماهيگير نشانم را
بگو امشب به دلدارم
پرستوي دلم را در قفس مگذار
بيا با آخرين ديدار
غريبي را تو عمر جاوان بسپار
چه شبهايي
نشستم تا سحر بيدار
تو باز آيي
كه محتاج توام بسيار
-
صداي بوسه ي امواج
يك آهنگ غم انگيز از ، جدائي هاست
توي اين درياي نا آرام
چراغ آسمان تاريك و نا پيداست
توي گوش من فقط فرياد ماهي هاست
تو ميدوني اميدم ديدن فرداست
چه دلهايي
كه پژمرده چقدر تنهاست
چه گلهايي
كه پرپر توي اين درياست
-

21775

برچسب‌ها: مرد قايقران, ترانه قديمي عباس قادري
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد ۱۳۹۱ساعت 12:19  توسط سحر  |